دهها مورد از مفاسد فكری و رفتاری هاشمی به خصوص در چهارسال دولت اول احمدینژاد، و به طور اخص در كودتاگری انتخابات دهم، كافی است تا این عنصر مطرود ملت از مجلس خبرگان اخراج شود. آبروی اسلام و انقلاب اسلامی و روحانیت و تشیع به این اخراج بسته است، و خبرگان رهبری فقط با انجام این وظیفه دینی و ملی به مطالبه مهم و سرنوشتساز ملت میتوانند پاسخ دهند.
امر حتمی و قطعی كه نیاز اسلام و
قرآن، تشیع و روحانیت، كشور و ملت و نظام اسلامی است، بركناری هاشمی رفسنجانی از
ریاست مجلس خبرگان و اخراج او و یارانش از این مجلس مقدس است. هاشمی عنصری آلوده
است. نگاه او به قرآن و اندیشه انحرافی وی به امامت و اسلام، نظر و عملش نسبت به
ولایت فقیه، قدرتطلبی فاجعهبار، دنیویگرایی محض اندیشهای و عملی، خانواده فاسد
و آلوده، توطئهها و فتنههای پی در پی با محوریت وی و سردمداری اجرایی فرزندان
جنایتكارش، همه و همه "ضرورت" و "لزوم" حتمی و قطعی اخراج
هاشمی را از مجلس خبرگان فراهم میسازد. در همین راستا حامیان هاشمی مانند حسن
روحانی كه همدست او در توطئهگری است و ... به اخراج محكومند.
دهها مورد از مفاسد فكری و رفتاری
هاشمی به خصوص در چهارسال دولت اول احمدینژاد، و به طور اخص در كودتاگری انتخابات
دهم، كافی است تا این عنصر مطرود ملت از مجلس خبرگان اخراج شود. آبروی اسلام و
انقلاب اسلامی و روحانیت و تشیع به این اخراج بسته است، و خبرگان رهبری فقط با
انجام این وظیفه دینی و ملی به مطالبه مهم و سرنوشتساز ملت میتوانند پاسخ دهند.
آخرین توطئه و فتنه هاشمی، طرح
انتخاباتی است كه مورد استقبال ملحدان و فاسقان قرار گرفت. آیا اگر هاشمی توان
ذهنی خود را مانند "ایمان دینی" خویش به آن اندازه از دست داده كه
نفهمیده این طرح با حذف ولایت فقیه نامشروع است و به عدم مشروعیت انتخابات منجر میشود،
پس ضرورت اخراج او از مجلس خبرگان عینیتر میشود. مگر نه آن كه "سلامت
ایمانی" و "سلامت عقلانی" شرط به كارگیری افراد در چنین مجلس با
عظمتی است؟ آیا هاشمی از این دو شرط كدام را داراست؟
و این سؤالات "انصاف" را در
مورد هاشمی جاری میكند. زیرا اگر "سلامت عقلانی" این فرد را بپذیریم مساله
وحشتناكتر میشود، چرا كه یقینا وی در صدد كودتای دیگری علیه نظام برآمده كه با
اضلاع نامبارك رضایی و روحانی، به آن اقدام نموده است.
مسایل دیگر هاشمی بسیارند كه او را
"آفت اسلام و نظام اسلامی" كردهاند. یكی از آنها همین "مأمن و
ملجأ" و "پدرخواندگی" برای جنایتكاران، آدمكشان، حسینستیزان،
قرآنسوزان و قاتلان نظام اسلامی است. مگر نه آن كه او در یكی از آخرین سخنرانانش
بر "دفاعیات خود از كودتاگران در نماز شوم جمعهاش" تاكید نمود و مگر نه
آن كه فرزند نابكار كروبی به مثابه مزدور صهیونیسم به دیدار او و همسرش میرود و
هاشمی برای دروغهای وقیحانه او اشك تمساح میریزد همراه با همسر آشوبگر خود؟ و
این نخستین اشك هاشمی نیست كه برای منحرفان اخلاقی و دروغگویان و ... بر چهرهاش
سرازیر می شود. یادمان هست در فیلم تبلیغاتی انتخابات
ریاستجمهوری نهم، هاشمی برای دختر خلافكار هم گریست! این همه جزئی از كارنامه
هاشمی است. فراری دادن مهدی جنایتكارش، در پناه گرفتن فائزه جنایتكارترش، و...
مسایلی است كه اگر هر یك از این اعمال در كارنامه هر فرد دیگری بود، مجازاتهای
سنگینی بر او جاری میشد.
اما حال كه قوه قضائیه پناهگاه بسیاری گردیده، مجلس خبرگان رهبری باید برای حفظ حیثیت، قداست و اهمیت خود به بركناری هاشمی از ریاست این مجلس، و اخراج او و حامیانش همت گمارد. اعتماد ملت به این مجلس مقدس با انجام چنین وظیفهای تحكیم مییابد. فردا روز امتحان است و ملت در انتظار انجام وظیفه دینی و ملی خبرگان!