"كودتاگری" در سرای امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف همواره سركوب و سرنگون و رسوا بوده و خواهد بود. چه سردمدار آن "رضاخان قلدر نوكر انگلیس" باشد، چه "توسعهمحوران" یا "اصلاحطلبان" یا "اصولگرایان اصلاحطلب" و یا "فتنه آقازادگی منفور" عامل آن باشد و از بیوت مقدسی پشتیبانی شود. اما هر "طرح" و "پیشنهاد" و "توطئه" و "فتنه" در مرز و بوم امام عصر عجلالله تعالي فرجه الشريف محكوم به فناست. هاشمی بداند و اذنابش؛ موسوی، خاتمی و كروبی، رضایی و روحانی و هاشمی بدانند و مدافعانش؛ علی مطهری، علی لاریجانی، سیدحسین مصطفوی، و ... كه كودتا و فتنههای آن رسوا شدهاند و با "دست الهی ملت" محكوم به نابودی هستند.
سوم اسفند کودتای سیاه رضاخانی است، و رضاخان مولود طبیعی
مشروطه دینستیز که بهایش "شهادت شیخ فضلالله نوری" بود به جرم دفاع از
دین و شریعت!
روشنفکران فرزندان شوم و نامبارک مشروطهگری، تئوریپردازان
حاکمیت کودتاگری رضاخان بودند. همچنین این طیف خائن و وطنفروش، کمککننده و خطدهنده
رضاخان در "تغییر قانون اساسی" گردیدند، تا سلطنت دیکتاتور سفاکی چون او
را فراهم سازند. سپس همین روشنفکران همیشه بیگانهپرست، در "جنگ نرم"
خود و با امداد قلم و بیان جنایات دینسوز رضاخان را تئوریزه کردند، و با مدح و
ثنای وی، و سیاهتر نشاندادن سلطنت قاجار، رضاخان را "ناجی ملت ایران"
خواندند و این نوکر انگیس را به ملت تحمیل نمودند و بعد از او پسر جنایتکارترش را!
تا این جا تاریخ بود. یعنی واقعیتی عینی! اما از این سطر به
بعد باید دید "امتیازات"، "برجستگیها"، "خدمات" و
سایر وجوهی که رضاخان دیکتاتور را به جایگاهی رسانید که حتی 30سال پس از سرنگونی
اصل سلطنت 3تن از رضاخاندوستان آرزوی دوران او را، و یا شخصیت او را و يا حاكميت
او را بنمايند، چه بوده است.
این سه تن یكی قالیباف است كه خود را
"رضاخان حزباللهی" نامید، اما با پتك آرای ملت، فرقش چنان كوفته شد كه
هم خود و هم رضاخان را فراموش نمود، هر چند با منابع مالی لایزال در مثلث لاریجانی،
رضایی، قالیباف در تكاپوست شاید رضاخان دیگری را الگو بیابد.
دیگری محسن رضایی است كه "اقتصاد
رضاخانی" را "شكوفایی" دانست. و یقیناً آن را الگویی برای حاكمیت خواب
و خیالی خود قرار داده است. این دو نظامی مستعفی و "رجال یك شبه سیاسی
شده" دین خود را نسبت به رضاخان به عنوان مدیر و مدبر و شخصیت استثنایی
مستقل؟!! سیاستمدار دارای خرد و برنامه ادا كردند. و سومی هاشمی رفسنجانی است كه
در "نمایش سیامین سالگرد مجلس"؟! رضاخان را به لحاظ نوسازی و توسعه
ستود! بدینترتیب هر سه نفر به ویژه هاشمی رفسنجانی، اعلان داشتند: «كودتای سوم
اسفند برای نجات ایران، ضروری بوده است. رضاخان ناجی ایران و طرح "دگرگونی و
نوسازی" وی ضرورتی قطعیتر به منظور "توسعهیافتگی" ایران به شمار
میرود.
آیا انتظار نیست كه هاشمی در استمرار
لجوجانه "توسعه آمریكایی" انتخابات نهم و دهم را میدان "جنگ و
قدرت" خود بنماید، و در انتخابات دهم یك "كودتای همهجانبه" را
استارت زند؟
و آیا عجیب است كه در آستانه كودتای
ننگین رضاخانی در سوم اسفند، "طرح انتخاباتی" مجمع تشخیص با سردمداری
هاشمی، رضایی و روحانی، "ولایت فقیه" را حذف نموده، و میدان را برای
كودتاگران "وسیعتر" و "هموارتر" كند؟
با این وجود "كودتاگری" در
سرای امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف همواره سركوب و سرنگون و رسوا بوده و
خواهد بود. چه سردمدار آن "رضاخان قلدر نوكر انگلیس" باشد، چه
"توسعهمحوران" یا "اصلاحطلبان" یا "اصولگرایان اصلاحطلب"
و یا "فتنه آقازادگی منفور" عامل آن باشد و از بیوت مقدسی پشتیبانی شود.
اما هر "طرح" و "پیشنهاد" و "توطئه" و
"فتنه" در مرز و بوم امام عصر عجلالله تعالي فرجه الشريف محكوم به فناست.
هاشمی بداند و اذنابش؛ موسوی، خاتمی و
كروبی، رضایی و روحانی و هاشمی بدانند و مدافعانش؛ علی مطهری، علی لاریجانی،
سیدحسین مصطفوی، و ... كه كودتا و فتنههای آن رسوا شدهاند و با "دست الهی
ملت" محكوم به نابودی هستند.