يادداشت فاطمه رجبي - خانم طاهايي، فرزانه‌اي از ديار فرزانگان

پنج شنبه، 15 بهمن 1388



پایگاه خبـری انصارنیوز





خانم طاهايي، زني از تبار حضرت صديقه كبري سلام الله عليها، چشم از جهان فرو بست. خانم طاهايي، زني فرهيخته، دانشمند، اهل بصيرت و دين‌پژوه و دينمدار بود. او از زمره زنان فاطمي سلام الله عليها بود كه در بستر فرهنگ شاهنشاهي، مسير نوراني اهل بيت عليهم السلام را شناخت، و عاشقانه و آگاهانه، در آن گام نهاد. او در اين مسير حيات‌بخش و بالنده طي طريق كرد و با "مكتب نرجس"، معنا و مفهوم انتظارگرايي را براي ظهور منجي عالم روحي له الفداه، طراوت بخشيد و به تصوير كشيد.

خانم طاهايي از خيل زنان فاطمي سلام الله عليها بود كه بي‌توجه به "مشهورات زمانه"، عين آگاهي را در برابر تمام «غفلت و تغافل» مدرنيته و تجدد دين‌سوز، به نمايش گذارد. او از صف زنان «منتظر» بود كه با تمام «دانش ديني»، «جهل و جهالت» انسانيت‌ستيز متجددانه را به مصاف گرفت، تا «حضور زن فاطمي سلام الله عليها» را با ثمرات انديشه‌گرانه و انسان‌ساز به مدرنيسم انسان‌گرا بنماياند.

خانم طاهايي را در دو جلسه ديدم در نوجواني، در شهر مقدس قم. «منبر» و «وعظ» او را شنيدم و از همان دو جلسه «سيماي زن فاطمي سلام الله عليها»‌ در برابر ميليون‌ها «زن ابزاري» در وجودم نقش بست. خانم طاهايي با ثمرات پربار «مكتب نرجس» زندگي هدفمند را معنا كرد و براي رهروان، «طريقي شريعتمدار» به يادگار نهاد. آن «فرزانه» از ديار «فرزانگان» در ايام اربعين حسيني عليه‌السلام به ديار باقي شتافت، تا نزد حق سبحان «پاسخ‌گويي سربلند» باشد. خدايش با صديقه كبري سلام الله عليها محشورش بدارد.

مرحوم خانم طاهايي در مشهد و خانم همايوني در اصفهان فرزانگاني هستند كه در غربت تهاجم تجددگرايي و تمدن انسانيت‌سوز غرب، در «مهد فاطميون» گمنام مانده‌اند. كساني هستند كه در لجن‌زار فرهنگ شاهنشاهي، معرفت‌شناسي شيعي زن را عَلَم افتخار و علم و آگاهي و حضوري سازنده نمودند، و براي دنيا و عقباي خود توشه‌هاي بسيار اندوختند. خداوند خانم طاهايي را مشمول رحمت بي‌كرانش گرداند و بر عمر و عزت خانم همايوني، بيفزايد ان‌شاء الله.

اينك مائيم و ارزيابي دستاوردهاي فرهنگي جمهوري اسلامي در مقوله زنان! سي و يكمين سالگرد انقلاب اسلامي را داريم و زناني چون «رهنورد» كه مدال افتخار ديني و سياسي و علمي و عملي خود را از «دونده صهيونيست» مي‌گيرد به پاس زحمات بي‌دريغش در كودتاي لجني! و «فائزه هاشمي» كه آخرين شاه‌كارش شركت در حسين‌كشي روز عاشورا بود همراه منافقين، سلطنت‌طلب‌ها و بهائيان! دو زني كه يا به اميد «ملكه‌شدن» (اولي) و يا «والاحضرت شاهدخت ماندن» (دومي) شريعت، اخلاق، وجدان و مليت را زيرپا نهادند و «ندا»ي «سلطاني»شدن سردادند تا نزد امريكا و اسرائيل ارتقاء بيابند.

راستي چرا دولتمردان سه دهه، كمترين دغدغه‌اي احساس نمي‌كنند كه الگوهاي زن مسلمان را بايد در عناصري چون نامبردگان ديد، و يا هنرپيشه‌ها و يا ابزارهاي سياسي ديگر؟! و در بالاترين و والاترين نماد، زناني كه در قطار كابينه «سوارشان» كردند با نام وزير و معاون و ... بدعتي آخرالزماني با سابقه در فرهنگ‌سوزي توسعه و اصلاحات و اوج‌گيري اين روزها!

اين ايام «دهه جشنواره فيلم»؟! است و علاوه بر الگوهاي مردان، زنان در هنرپيشگي، كارگرداني و ...، معرفي شده و «جايزه» مي‌گيرند! چه انتظار و توقعي است كه در اين ويرانگري فرهنگي، خانم طاهايي و خانم همايوني معرفي شوند، شناخته گردند، و الگوي نسل‌ها قرار بگيرند؟ البته مردم قدرشناس و با فرهنگ مشهد تشييع باشكوه پيكر اين بانوي فرزانه را گوشه‌اي از «ارزش‌گذاري به زن مسلمان» قرار دادند، هر چند در ميان مسؤولان كمترين توجهي به اين مسأله ديده و شنيده نشد.

واقعيت آن است وقتي حكومت ديني مي‌شود، مردم نه مانند زمان طاغوت «خود با مرزبندي به شناخت و معرفت» همت مي‌گمارند، بلكه چشم در راه تصميم‌سازها و الگودهي‌ها و راهكارهاي حكومت مي‌نشينند. چنين است كه پس از سي‌سال گسترش دانشگاه‌ها اعم از دولتي يا آزادتر از آزاد هاشمي رفسنجاني، جامعه زنان هم از فرزانگان حوزوي تقريبا محروم است (و اگر هست كماكان ناشناخته) و هم فضاي برانداز دانشگاه‌ها، بستر تولد فرزانه‌اي نشده است، كه نمي‌تواند باشد.

اين است ثمره دين سياسي‌شده ما به جاي سياست ديني گرديده!!




ارسال برای دوست       چاپ این صفحــه